مقاله بررسی ارتباط بین بازاریابی چندحسی و برندسازی مقصد گردشگری

۱۳۹۴/۱۲/۱۶
نويسنده:

مقاله بررسی ارتباط بازاریابی چندحسی با برندسازی مقصد گردشگری

عنوان مقاله: بررسی ارتباط بین بازاریابی چندحسی و برندسازی مقصد گردشگری (مطالعه موردی هتلها و آژانسهای مسافرتی تبریز )
مولفین: نسیم حسین زاده نصرتی و دکتر سید رضا موسوی (موسسه آموزش عالی نبی اکرم تبریز ، nasim2hosseinzadeh@ucna.ac.ir)
موضوع:  مدیریت گردشگری
سال انتشار(میلادی): ۲۰۱۶
وضعیت: تمام متن
منبع: International Journal of Social Science & Humanity Research
چکیده: درجهان رقابتی امروز آگاهی از مقصد برای موفقیت گردشگری لازم و ضروری است و مکانها در تلاش هستند تا توجهات مطلوبی را به خود جلب کنند..از اینرو مقاصدی که بتوانند بخوبی کلیه نیازهای گردشگران (تفریحی ، بهداشتی ،اقامتی و…) را فراهم کنند از شانس بیشتری برای انتخاب شدن برخوردار خواهندبود.یکی از مباحثی که امروزه برای برنسازی مقصد گردشگری مهم است بازاریابی چندحسی می باشد که به بازاریابی از طریق حواس ۵ گانه مشتریان می پردازد.از اینرو دراین پژوهش به بررسی تاثیراین بازاریابی بر برندسازی مقصد گردشگری پرداخته شده است. پژوهش حاضراز نوع توصیفی بوده ،جامعه آماری کلیه مشتریان هتلها و آزانسهای مسافرتی تبریز تعداشان با فرمول کوکران ۷۰۰نفر می باشد.برای آزمون فرضیه های آن از ضریب همبتگی پیرسون استفاده شده است و نتایج به شرح زیر می باشند: بین موسیقی دلنشین و ملایم ، رایحه خوش و به یادماندنی ، مزه خوب و تکرارنشدنی، محیط تمیز و راحت و لوگوی زیبا وپرسنل آراسته با برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
کلید واژه ها: بازاریابی چندحسی ،بازاریابی بصری،بازاریابی شنوایی،بازاریابی بویایی،بازاریابی چشایی ،بازاریابی لامسه و برندسازی مقصد گردشگری.

مقدمه:
درجهان رقابتی امروز آگاهی از مقصد برای موفقیت گردشگری لازم و ضروری است و مکانها در تلاش هستند تا توجهات مطلوبی را به خود جلب کنند.درواقع برآورده ساختن نیازهای گردشگران برای جذابیت و توان رقابتی مقاصد ضروری می باشد.از اینرو مقاصدی که بتوانند بخوبی کلیه نیازهای گردشگران (تفریحی ، بهداشتی ،اقامتی و…) را فراهم کنند از شانس بیشتری برای انتخاب شدن برخوردار خواهندبود.برندسازی مقصد مقوله ایی بسیار مهم درگردشگری می باشد.(فرزین و صفری ،۱۳۸۷، ۹۴).بلین (۲۰۰۵) مفهوم جامع برندسازی مقصد را به شرح زیر ارائه می کند :«مجموعه ایی از فعالیت های بازاریابی که ۱٫ از خلق یک نام، سمبل ،لوگو ،نشان کلمه یا سایر تصاویر که به سادگی مقصدی را تعریف و متمایز می سازند ،حمایت می کند.۲٫ بطور مداوم انتظارات را از یک تجربه بیاد ماندنی سفر که منحصرا با مقصد مرتبط می باشد ، انتقال میدهد.۳٫ انجام می گیرد تا ارتباط عاطفی بین بازدید کننده و مقصد را تحکیم و تقویت کند.۴٫ هزینه جستجوی مصرف کننده و ریسک مشاهده شده اورا کاهش می دهد و در مجموع برای خلق یک تصویر برند و گذاشتن تاثیر مثبت برمقصد انتخابی مصرف کننده انجام می گیرد».(Pawaskar & Goel , 2014).
بیشتر مقاصد گردشگری به رقابت دشوارتر و تبلیغات اجتناب ناپذیرتر منجرمی شود.از اینرو برای بالاترزدن از رقبا ،استراتژیهای بازاریابی نوآور و جدیدی باید توسط بازاریابان و مدیران برند توسعه یابد.جهت برآوردن نیازها و انتظارات مشتریان ،صنعت گردشگری نیازمندتغیرپاردایمی از بازاریابی ۲ بعدی (سمعی ،بصری) به بازاریابی ۵ بعدی (بازاریایی حواس ۵ گانه) می باشد.برای خلق احساسات و تجارب بنیادین بین مشتریان و کاربران باید ترکیبی درونی از حواس ۵ گانه با بازاریابی گردشگری شبیه سازی گردد. رابطه بین بازاریابی  چندحسی و گردشگری ساده است اما هنوز دربرخی موارد نادیده گرفته می شود: تجارب نشان دهنده  احساس ما هستند ،احساسی که با حافظه ما مرتبط می باشد و حافظه ما کاملا با حالات عاطفی ما مرتبط می باشد.از اینرو مدیر گردشگری که قادربه توسعه تجارت حسی مرتبط و هدف بندی شده است می تواند احساسات گردشگران را تحت تاثیر قرار دهد ، خاطراتی پایدار و مثبت را خلق کند که بازدیدکنندگان بتوانند برای ایجادتبلیغات دهان به دهان مثبت  درباره خدمت یا مکانی دربین فامیل و دوستان آنرا بیاد بیاورند. (Pawaskar & Goel , 2014). بنابراین توجه به این مولفه برای بهبود صنعت گردشگری لازم و ضروری به نظر می رسد.

بازاریابی چندحسی:
دربازارهای کنونی و آتی این استراتژی بیشتر بسط داده شده و تحت عنوان بازاریابی چندحسی (بازاریابی حواس ۵ گانه ) مورد بحث و استفاده قرارگرفته است .یعنی با اثرگذاری بر حواس ۵ گانه به طرق مختلف صورت می گیرد.طبق نظر پژوهشگران ،بازاریابی چندحسی اهمیت عبور از موانع بازاریابی انبوه را بخوبی شناسایی نموده است و با ترغیب مغزآدمی با حواس ۵ گانه و قرار گرفتن در مرکز بازاریابی ، باشیوه ایی کاملا فردی و صمیمانه به مشتریان دست می یابد.بازاریابی چندحسی با حواس ۵ گانه آدمی (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه) سر و کار داردو در تلاش است تا با تاثیرگذاری برهریک از حواس ذکرشده به نوعی باعث بازاریابی برای یک برند خاص شود.   (Pawaskar & Goel , 2014).بیشتر پژوهشگران معتقدهستند که بازاریابی چندحسی آینده تبلیغات و برندینگ است.درواقع بازاریابی چندحسی به بکارگیری چندحس فردی در بازاریابی و تبلیغات است. (Isacsson et.al,2010)
زیربخشهای بازاریابی چندحسی
    بازاریابی بصری
سالهاست که دید مشتری یک ابزار موثردر بازاریابی و تبلیغات است.دید در قالب یک لوگوی جذاب ،یک پوستر رنگی یا یک جلدشیک درتصمیم گیری مشتری برتمام حواس دیگرغلبه می کند.به نظر می رسد که دید قدرتمندترین حس آدمی و همچنین اغواکننده ترین آنهاست.بصری سازی بعنوان یک استراتژی موثردربازاریابی گردشگری و ارتباطات ،قبل از تصمیم گیری گردشگر برای انتخاب یک مقصد ،مورد استفاده قرار می گیرد.جدا از بصری سازی سنتی ،استراتژیهایی مانند ؛ تبلیفات ، هویت بصری و کلامی ،طرح وسبک ؛بازاریابان گردشگری نیز می توانند مولفه های زیبایی را از طریق رسانه های الکترونیکی بیان کنند.نمونه های مکان های بکاربرنده  بازاریابی بصری هواپیمایی سنگاپور.
    بازاریابی بویایی
حس بویایی می تواند توسط مدیران برای پایداری عملیات کوتاه مدت بازاریابی استفاده گردد.مشخص شده است که رایحه ها ارتباطات و پیوندها را تقویت می کنند.این بدین دلیل است که احتمال بخاطر آوردن یک رایحه توسط فردی ۱۰۰ برابر بیشتر از بخاطرآوردن صدا یا تصویری یا شی توسط اوست.
عطرها و رایحه ها می توانند با یک محصول ،یک طرح ،یک محیط راحت یا برندمحصول پیوندخورده باشندو استفاده کننده محصول را از طریق رایحه آن به یاد بیاورد.رایحه ها مغز را با خریدهای تحریک آمیز اغوا می کنند . همچنین محصولی را از محصول رقبا متمایز می سازند. درواقع وقتی رایحه ایی خوش در جایی جریان داشته باشد فرد ناخودآگاه جذب آن مکان شده و ممکن است آنرا به یادبسپارد.از نمونه مکان های بکاربرنده این بازاریابی می توان به هواپیمایی سنگاپور ، هتل پارک هایت واشنگتن ،هتلهای آمینی ،منطقه ساحلی گوا.
    بازاریابی شنوایی
یک استراتژی شنوایی آنی است که مشتریان به هنگام شنیدن آهنگ و موسیقی با احساسات نسبت به آن عکس العمل نشان دهند.موسیقی ، شعر،صدا امکان خلق یک تجربه صوتی را فراهم می کنند.وقتی صدایی برای برندی خاص استفاده شود ،درواقع شرکت امضای صوتی را به برندش اختصاص داده است.مشخص شده که شنیدن موسیقی مناسب در محیط خرید می تواند باعث انگیزش مشتریان شده و آنان را به خرید ترغیب نماید.موسیقی بعنوان ابزارقدرتمندی شناخته شده که می تواند حالت ذهنی مشتریان راتحت تاثیر قراردهد.و خاطره خوبی را در اذهان آنان باقی بگذارد.درواقع این استراتژی اینگونه عمل می کند که مشتری با شنیدن آهنگی خاص و زیبا آنرا بخاطر خواهدسپرد و اگر برای باردوم آنرا درجایی دیگر بشنود،آن موسیقی تداعی کننده برند خاصی برای او خواهدبود.و مشتری ناخودآگاه از طریق تبلیغات دهان به دهان باعث بازاریابی آن برند می گردد.از نمونه های بکاربرنده این استراتژی می تواند به شرکت آبرکرومباین ،تولیدکننده لباس نوجوانان از موسیقی شادبا صدای بلند استفاده می نماید.شرکت ویکتوریازسکرت ،موسیقی کلاسیک راجهت اختصاص انحصاری بودن برندش بکار برده است.
    بازاریابی چشایی
معرفی استراتژی  چشایی بخاطرویژگی غیرقابل لمس بودن درصنعت گردشگری دشواراست.همچنین این استراتژی درصنعت غذایی اهمیت بسیاری دارد و می تواند توسط سایر بخشهای گردشگری نیز استفاده گردد.تجربه چشایی از انواع مختلف می تواند به خلق تصویری از برندکمک کند.ما امروزه با این مورد از بازاریابی زیاد مواجهه می شویم و حتی شاید خودمان به نوعی بازاریابی آنرا نیز انجام داده باشیم.این استراتژی نیز می تواند همانند سایر استراتژی های دیگر خاصیت به یاد ماندنی شدن را برای محصول یا خدمتی خلق کند.مثلا ممکن است ما به رستورانی رفته باشیم و پیتزایی با طعمی خوشمزه را خورده باشیم که در جای دیگرآنرا تجربه نکرده باشیم .این طعم خوشمزه می تواند در ذائقه ما باقی بماندو و قتی دوستی یا شخصی از ما بپرسد پیتزای کجا خوشمزه تر است ما بی اختیار یاد برندمربوطه بیافتیم.اینچنین است که مب برای آن برند خاص بازاریابی نموده ایم.
    بازاریابی لامسه
بیشتر شرکتها هنوز اهمیت تحریک حس افراد برای پایداری بازاریابی را درک نکرده اند ،اما برندها که درتجارب لمسی سهم خاصی دارند ،فرصتهای خوبی برای ایجادتصویر و هویت برند برای یک محصول ارلحاظ بازاریابی لامسه ایی دارند.ترکیب حس لامسه درارتباطات برندی محصولات معین ،دشوار نیست.بعنوان مثال ،درحوزه خرده فروشی ،باترغیب مشتریان و دادن فرصت انتخاب از بین محصولات و گذاشتن واژه «دست نزنید» روی محصولات ،امکان پذیر است.(چون بیشتر مردم اینگونه هستند و وقتی ازآنان خواسته میشود کاری را انجام نهدهند،عکس آنرا انجام میدهند).درصنعت گردشگری ،فرصتهای بازاریابی لامسه ایی حتی درمحیط خدمات وجوددارند.بیشترشرکتهای امروزی تولید کننده منسوجات این استراتژی را به خوبی آنجام داده اند.مانند؛پتوی گلبافت. (Pawaskar & Goel , 2014).
اما هدف ما دراین پژوهش اینست که این ۵ حس را با هم تلفیق نموده و همه را با هم در صنعت گردشگری بکارببریم.که در ادامه با بیان اهداف و فضیه های تحقیق و نتیجه گیری به چگونگی این امر خواهیم رسید.

    پیشینه پژوهش
پاواسکارو گوئل(۲۰۱۴) مدلی را درباره بازاریابی چند حسی و چگونگی استفاده ازآن درنقویت برندسازی مقصد ارائه نمودند.مدل آنان تاثیرتغیرپارادایم از بازاریابی انبوه به بازاریابی انفرادی را درصنعت گردشگری مورد بررسی قرارداد.مدل آنان گامهای متوالی بازاریابی چندحسی،بخشهای گردشگری،رضایت مشتری راباهم ادغام نمودند.همچنین مطالعه آنان رابطه بین تجربه ،رضایت و لذت مشتری رابررسی نموده است.               (Pawaskar & Goel , 2014).ایزاکسون و همکارانش (۲۰۱۰) کاربردبازاریابی چندحسی را در بازاریابی گردشگری بررسی نمودند.آنان پژوهش خودرا برای پارک تفریحی درفنلاند انجام دادند.به عقیده آنان تنها بازاریابی بصری برای بازاریابی برند کافی نیست و باید برسایر بازاریابی های ذکرشده نیز متمرکزشد.اینکه بازاریابی چندحسی احساس اعتماد و تجربه خوب را در مشتری ایجادنماید.واینکه حافظه ما مستقیما با احساس ما مرتبط است و اگر از چیزی حسی خوب داشته باشیم در خاطرمان خواهد ماند.و بیان نمودند که بعد از بینایی دومین حس تاثیر گذار برحافظه بویایی است.(Isacsson et.al,2010).لینداستورم در کتاب خود تحت عنوان «BUY.OLOGY» مزایایی را که بازاریابی چندحسی دربازاریابی برند می تواند بر وفادارای به برند، موفقیت و رفتار مصرف کنندگان داشته باشد، بیان می کند ونیز بازاریابی چندحسی را با تجربیات حسی مرتبط می داند. (Isacsson et.al,2010). تیم تحقیقاتی «ISATO» بازاریابی چندحسی و روش تجربی و حسی را در بازاریابی برند موردبررسی قراردادند و به این نتیجه رسیدند که ایجادحسی خوش بو و خوش رایحه در محیطی که محل اقامت یاگردش و تفریح مشتری است می تواندخاطرات خوبی را از آن مکان برای گردشگر ایجادکند.شنیدن موسیقی مناسب و آرام می تواند احساسی خوب و خوشایندرا برای مشتری به ارمغان بیارود و امثال اینها.(Di Nicole et.al, 2013)
    روش شناسی پژوهش
روش تحقیق
پژوهش حاضردرزمره مطالعات کتابخانه ایی و اسنادی بوده و از نوع توصیفی و همبستگی می باشد و برای تعیین  ضریب همبستگی  از آزمون پیرسون و برای گردآوی داده ها  از مقالات ،منابع و کتب منتشره استفاده شده است. جامعه آماری کلیه مشتریان هتلها و آزانسهای مسافرتی تبریز تعداشان با فرمول کوکران ۷۰۰نفر می باشد.برای انجام پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است.
فرضیه های تحقیق
بین بازاریابی چند حسی (بازاریابی حواس پنجگانه) و برندسازی مقصد گردشگری رابطه  مثبت و معنی داری وجوددارد.
بین موسیقی دلنشین و ملایم با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
بین رایحه خوش و به یادماندنی با برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
بین مزه خوب و تکرارنشدنی با برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
بین محیط تمیز و راحت با برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
بین لوگوی زیبا وپرسنل آراسته با برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

بازاریابی چندحسی
لوگوی زیبا وپرسنل آراسته(بازاریابی بصری)
موسیقی دلنشین و ملایم(بازاریابی بصری )
رایحه خوش و به یادماندنی(بازاریابی بویایی)
مزه خوب و تکرارنشدنی(بازاریابی چشایی)
محیط تمیز و راحت(بازاریابی لامسه)

شکل ۱: مدل مفهومی تحقیق

    تجزیه و تحلیل داده ها
فرضیه ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون آزمون خواهند شدند.
ضریب همبستگی پیرسون
ضریب همبستگی شدت رابطه و همچنین نوع رابطه (مستقیم یا معکوس) را نشان می¬دهد. این ضریب بین ۱ تا ۱- می¬باشد و درصورت عدم وجود رابطه بین دو متغیر برابر صفر می¬باشد. این آزمون باتوجه به فرضیات زیر به بررسی ارتباط بین دو متغیر می¬پردازد.
فرض (H0): همبستگی معنی¬دار بین دو متغیر وجود ندارد.                                                      H_0:ρ=۰
فرض (H1): همبستگی معنی¬دار بین دو متغیر وجود دارد.                                                        H_1:ρ≠۰
نحوه داوری در مورد وجود یا عدم وجود ارتباط براساس سطح معنی¬داری به¬دست آمده صورت می¬پذیرد. بدین ترتیب که اگر sig آزمون کوچکتراز ۰۵/۰ باشد فرض H0رد شده و بین دو متغیر ارتباط معنی¬داری وجوددارد.
جدول۱:   نحوه داوری میزان عددی ضریب  همبستگی
مقدار    نحوه داوری
۲۵/۰- ۰    همبستگی مستقیم-  ضعیف
۵/۰- ۲۵/۰    همبستگی مستقیم –  نسبتا قوی
۷۵/۰- ۵/۰    همبستگی مستقیم-  شدید
۱- ۷۵/۰    همبستگی مستقیم- بسیار شدید
۰    همبستگی وجود ندارد
۲۵/۰- – ۰    همبستگی معکوس –   ضعیف
۵/۰- – ۲۵/۰-    همبستگی معکوس –  نسبتا شدید
۷۵/۰- – ۵/۰-    همبستگی معکوس –   شدید
۱- – ۷۵/۰-    همبستگی معکوس –   بسیار شدید
آزمون فرضیه¬ها
فرضیه اصلی پژوهش
« بین بازاریابی چند حسی و برندسازی مقصد گردشگری رابطه  مثبت و معنی داری وجوددارد.»
H0= بین بازاریابی چند حسی و برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود ندارد.
H1= بین بازاریابی چند حسی و برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

جدول۲ :خروجی آزمون فرضیه اصلی پژوهش
متغیرهای مورد بررسی    تعداد نمونه    ضریب همبستگی     (sig)دوطرفه    نتیجه آزمون
بازاریابی چند حسی
برندسازی مقصد    ۲۶۱    **۶۳۲/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
باتوجه به جدول بالا همان¬گونه که مشاهده می¬گردد، sig آزمون برابر مقدار (۰۰/۰) می¬باشد که کمتراز مقدار (۰۵/۰) است. لذا فرض صفر (H0) آماری مبنی بر عدم ارتباط دو متغیر رد می¬شود. بنابراین بین بازاریابی چند حسی (بازاریابی حواس پنجگانه) و برندسازی مقصد گردشگری رابطه  مثبت و معنی داری وجوددارد. بنابراین فرضیه اصلی پژوهش پذیرفته می¬گردد. از طرفی باتوجه به ضریب همبستگی که برابر (۰٫۶۳۲) می¬باشد چون این مقدار در بازه (۰٫۷۵-۰٫۵) قرار دارد این دو متغیر همبستگی مستقیم شدیدی با یکدیگر دارند.
برای آزمون فرضیات فرعی نیز تمامی آزمون ها از جدول زیر بهره گرفته ایم:
جدول۳: خروجی آزمون فرضیات فرعی پژوهش
متغیرهای مورد بررسی    تعداد نمونه    ضریب همبستگی    (sig)دوطرفه    نتیجه آزمون
موسیقی دلنشین    ۲۶۱    **۶۱۴/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
رایحه خوش    ۲۶۱    **۶۳۳/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
مزه خوب    ۲۶۱    **۶۴۷/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
محیط تمیز    ۲۶۱    **۵۹۵/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
لوگوی زیبا    ۲۶۱    **۶۰۰/۰    ۰۰۰/۰    تأیید فرض H1
متغیر وابسته: برندسازی مقصد گردشگری
با توجه به خروجی آزمون همبستگی پیرسون در جدول بالا:
فرضیه فرعی اول پژوهش حاکی از اینست که بین موسیقی دلنشین و ملایم با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد که با توجه به اینکه میزان عدد معنی داری برای این رابطه عدد ۰٫۰۰۰ بدست آمده که کوچکتر از عدد استاندارد ۰٫۰۵ می باشد، از اینرو این فرضیه مورد تایید قرار گرفته است.
فرضیه فرعی دوم پژوهش حاکی از اینست که بین رایحه خوش و به یادماندنی با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد که با توجه به اینکه میزان عدد معنی داری برای این رابطه عدد ۰٫۰۰۰ بدست آمده که کوچکتر از عدد استاندارد ۰٫۰۵ می باشد، از اینرو این فرضیه مورد تایید قرار گرفته است.
فرضیه فرعی سوم پژوهش حاکی از اینست که بین مزه خوب و تکرارنشدنی با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد که با توجه به اینکه میزان عدد معنی داری برای این رابطه عدد ۰٫۰۰۰ بدست آمده که کوچکتر از عدد استاندارد ۰٫۰۵ می باشد، از اینرو این فرضیه مورد تایید قرار گرفته است.
فرضیه فرعی چهارم پژوهش حاکی از اینست که بین محیط تمیز و راحت با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد که با توجه به اینکه میزان عدد معنی داری برای این رابطه عدد ۰٫۰۰۰ بدست آمده که کوچکتر از عدد استاندارد ۰٫۰۵ می باشد، از اینرو این فرضیه مورد تایید قرار گرفته است.
فرضیه فرعی پنجم پژوهش حاکی از اینست که بین لوگوی زیبا و پرسنل آراسته با  برندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد که با توجه به اینکه میزان عدد معنی داری برای این رابطه عدد ۰٫۰۰۰ بدست آمده که کوچکتر از عدد استاندارد ۰٫۰۵ می باشد، از اینرو این فرضیه مورد تایید قرار گرفته است.

    نتیجه گیری
صنعت گردشگری یکی از صنایعی می باشد که امروزه بسیار با اقتصادکشورها مرتبط می باشد بویژه برای کشورهایی که در این عرصه حرفی برای گفتن داشته باشند.کشور ما ایران نیز یکی از کشورهایی است که با داشتن شهرهای توریستی بسیار به یکی از قطب های گردشگری تبدیل شده است .و یکی از این شهرها تبریز می باشد.اما تبلیغات در این حوزه هنوز بخوبی و با توجه به خواسته ها و نیازهای مشتریان صورت نمی گیرد .یکی از مباحثی که امروزه در عرصه بازاریابی بسیار اهمیت دارد ،بحث بازاریابی چندحسی می باشد که اگر بتوان آنرا بخوبی در هتلها و آژانسهای مسافرتی تبریز اجرا نمود می توان به موفقیت بیشتری در جدب و حفظ و نگهداری مشتریان دست یافت.با توجه به نتایج آزمون فرضیه ها مشخص شده که بین مولفه های ارائه شده در حوزه بازاریابی چندحسی  که هرکدام معرف یکی از زیربخشهای بازاریابی چندحسی هستند وبرندسازی مقصد گردشگری رابطه مثبت وجوددارد و میتوان با استفاده از راه حلهایی که برخی از آنها در زیر ارائه شده اند به روند پیاده و توسعه  این نوع از بازاریابی و در نتیجه برندسازی مقصد گردشگری کمک فراوانی نمود.
هتلها می توانند اقدام به نظرسنجی درباره موسیقی ، رنگ ،تصویر وغذای موردعلاقه مشتری نموده و با ارائه خدماتی درخصوص  نیازها و خواسته های مشتری اقدام به انجام بازاریابی چندحسی نمایند.
بخش موسیقی که محبوبیت بیشتری دربین مشتریان دارد می تواند حس آنها را تحریک نموده و با ایجادخاطره خوب برای آن مشتری از آن مکان گردد.(بازاریابی شنوایی).
استفاده از بهترین لوازم و وسایل از قبیل مبل،تخت خواب و غیره برای رفاه هرچه بیشتر مشتری که می تواند به نوعی حس خواب و استراحتی راحت را دراو ایجادکند.(بازاریابی لامسه).
استفاده از پرسنلی مودب ،با سواد و با اخلاق که باعث آرامش خاطر مشتریان می گردد.(بازاریابی بصری).
استفاده از لوگو و تصاویر تبلیغاتی برانگیزاننده که می تواند حسی خاطره انگیز را برای مشتری به همراه داشته باشد.(بازاریابی بصری).
استفاده از رایحه های خوش و دلنشین که باعث می شود آن رایحه تا مدت در یاد مشتری باقی بماند.(بازاریابی بویایی).
استفاده از بهترین و متنوع ترین منوی غذایی برای جلب هرچه بیشتر رضایت مشتریان.

منابع
Di.Nicolo,Cinza;Rossini,Giorgia;Di.Corato,Mariangela;Galeazzi;Borraccini,Matteo&Castigliani,Matteo.2013.«Multi-sensory marketing & experimental approach» .ISTAO-International management team.www.graphicbouleard.com.
Farzin, Mohammadreza & Safari, Sara.2008. «Recognizing tourism destination management & its development challenges in Iran». Geography & development.No16.Pp 93-118.
Isacsson,Annica ,;Alakoski , Leena & Back,Asta.2010.«Using Multiple Sense in Tourism Marketing: The Helsinki Expert, Eckero Line & Linnanmaki Amusement Park».Munich Personal RePEc Archive.No 25456.
Pawaskar, Pinky &. Goel, Mridula.2014. « A Conceptual Model: Multisensory Marketing and Destination Branding». Procedia Economics and Finance 11. pp 255 – ۲۶۷٫
فرزین ،محمدرض و صفری ،سارا.۱۳۸۷٫«شناخت مدیریت مقصد گردشگری و چالش های توسعه آن در ایران».جغرافیا و توسعه .شماره ۱۶٫صص ۱۱۸-۹۳٫

Link: http://www.getf.ir/?p=12902

بروز رساني: ۱۳۹۷/۰۷/۲۵ در ۱۰:۳۹ ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید